محمد ابراهيمى وركيانى

125

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

روانهء مدينه شد و شبانه مىخواست بر حى بن اخطب ، رئيس يهود بنىنضير وارد شود و او نپذيرفت و لذا بر سلام بن مشكم وارد شد . سلام ، آنان را به گرمى پذيرفت و پذيرايى كرد و شراب نوشانيد و اخبار مدينه را به او گزارش كرد . ابوسفيان به هنگام بازگشت ، مردى انصارى و كارگرش را كه در باغش مشغول به كار بودند ، به قتل رسانيد و مزرعه‌اى را آتش زد و به‌سرعت روانهء مكه شد . پيامبر و يارانش او را تعقيب كردند ، ولى به آنان نرسيدند . از آنجاكه ابوسفيان و همراهانش از ترس تعقيب پيامبر كيسه‌هاى آردى را كه براى آذوقه سفر با خود داشتند ، براى سبكبار شدن مىانداختند ، به اين غزوه « ذات السويق » گفته‌اند . « 1 » اين گزارش حاكى از آن است كه نه‌تنها يهوديان مدينه با منافقان و مشركان از همان آغاز همكارى داشته‌اند ، بلكه پايگاهى مناسب براى قريش نيز بشمار مىآمده‌اند ؛ چنان‌كه وقتى زيد بن حارثه خبر پيروزى مسلمانان در بدر را به مدينه آورد ، كعب بن اشرف رئيس قبيلهء بنىنضير - كه بزرگان مكه را در بند ديد - به مردم يهود گفت : « امروز ديگر براى شما مرگ بر زندگى ترجيح دارد . اينان را كه مىنگريد ، بزرگان عرب هستند كه كشته يا اسير شده‌اند . اكنون شما چه خواهيد كرد ؟ » يهوديان نيز پاسخ دادند كه تا زنده‌ايم ، دشمن وى خواهيم بود . پس از آن ، كعب به مكه رفت و براى تحريك قريش بر ضد مسلمانان ، اشعارى در رثاى كشته‌هاى بدر سرود ، ولى مردم مكه كه تصميم به ترك عزا براى كشته‌هاى خويش داشتند ، با او به سردى رفتار نمودند . هنگامى كه كعب به مدينه بازگشت ، پيامبر فرمان قتل او را صادر كرد و بدين‌ترتيب وى را شبانه به قتل رسانيدند . پس از كشته شدن كعب ، يهوديان وحشت كردند و از آزار مسلمانان كوتاه آمده ، و نزد پيامبر شكايت بردند كه كعب بدون جرم كشته شده است . حضرت پاسخ داد كه اگر او نيز مانند ديگران ساكت بود ، كشته نمىشد ، ولى او كارى كرد كه اگر هر كس ديگرى نيز انجام مىداد ، سزايش چيزى جز شمشير نبود . آنگاه پيامبر ( ص ) از آنان خواست تا بار ديگر با او براى ترك تعرض پيمان بندند و آنان نيز چنين كردند . از آن پس يهوديان تا زمان جنگ احد كه موقعيت مسلمانان را در خطر ديدند ، آرامش خود را حفظ كردند .

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 176 . نيز بنگريد به : طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 354 .